شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 32
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
گرم ابو سعيد در نيشابور به گوش او رسيده بوده و به احتمال بسيار زياد يكى از مقامات او را در دست تأمل و مطالعه گرفته بوده است ؛ چون اقوال و سخنانى كه از ابو سعيد در روح الارواح آمده است و همپسندها و مشتركاتى كه در پارهاى از اشعار موجود در اين كتاب و مقامات كهن و موجود ابو سعيد مانند حالات و سخنان و اسرار التوحيد ديده مىشود حاكى از توجه درخور احمد سمعانى است به پسندها و سخنان ابو سعيد . « 43 » 5 . سخنورى سمعانى سمعانى ، همانند ابو سعيد ، بيشتر از همهء مصنّفان كتابهاى صوفيانهء پيش از خود به شعر توجه داشته « 44 » و نه تنها به نقل اشعار سوزناك پارسىگويان و سخنوران پيشين و معاصر خود اهتمام ورزيده ، بلكه همان گونه كه عبد الكريم سمعانى گفته است ، خود شاعرى ورزيده و خوشسخن بوده متخلص به رهى ، و مهمتر از آن اينكه وى شاعرى بوده كه با نكتههاى شعرشناسى و نقد الشعر نيز آشنايى داشته است . چنانچه در جايى از همين كتاب مىنويسد : « شاعر كه هم او راوى بودى ، شعرش خود ذوقى ديگر دارد . » / b 207 / و اين گونه اشارات سمعانى نشانگر اين است كه وى بر اسباب و ابزار شعر و شاعرى عصر خود آگاه بوده است . به هر حال ، مؤلّف روح الارواح مىبايست كه به زبانهاى فارسى و عربى سرودههايى داشته باشد . در زمينهء اشعار عربى او هيچ اطلاعى در دست نيست ، و دليلى نداريم كه پارهاى از ابيات عربى اين كتاب را به او نسبت بدهيم ، ولى از سرودههاى فارسى او ابياتى در همين نگاشتهء موجودش آمده است . اين ابيات از يكسو توانايى او را در شعر و سخنورى مىنماياند ، و از ديگر سو ، تخلص او را در شعر نشان مىدهد ، تخلصى زيبا به هيئت « رهى » كه خود او در بيشترينهء مواضع اين كتاب اين كلمه را به جاى « بنده » به كار گرفته است . به جهت آشنايى خوانندهء ارجمند ، مىافتد كه پارهاى از اشعار او را در اينجا نقل كنيم : تكيه بر جان رهى كن كه ترا باد فدا * چه كنى تكيه بر آن گوشهء دار افزينا / b 2 /
--> ( 43 ) - نزديك به همين توجه را مؤلف روح الارواح به سخنان ابو الحسن خرقانى و ابو القاسم قشيرى دارد - همين مقدمه ، پس از اين . ( 44 ) - - همين مقدمه ، پس از اين .